آذر, ۱۳۹۶ | دانلود موزیک ویدئو،فیلم و آهنگ


تبلیغات


به یک نفر دوست نیازمندیم…

 

براي خودتان يك دوست پيدا كنيد،

يكنفر كه تا اَبَد بماند،

يكنفر كه حالتان،جانتان،يارتان،بد و خوبتان را همه را با هم بخواهد،

يكنفر كه حالش را بپرسيد،خوابش را ببينيد .

آدم ها بايد، غير از عشق و خانواده ،يكنفر را داشته باشند

كه همه چيزهايي كه نمي شود به آن دو قبلي گفت به او گفت!

از سردرد هاي كوچكتان تا غمهاي يكساله!

يكنفر كه تا صبح روبروي هم بنشينيد و غرهايتان را بزنيد و او گوش كند

و شما را با آغوشش گمراه نكند و به وقتش آغوشش را چهار تاق باز كند براي شخص شما.

يكنفر كه بابت هيچ چيز، سوال نكند تا وقتي مي گوئيد برويم ،

او بند كفشهايش را بسته باشد ، قبل از قفل در.

يكنفر بايد باشد كه از چشمهايتان هم را بشناسيد.

يكنفر بايد باشد كه در جواب سوالهاي شما بي حسادت بگويد:

چه خوش رنگي،چه زيبايي،چه ماهي،چه ياري،چه خونه اي،چه دست پختي،چه هنري

و هزار چه بدون حسادت و با كلي عشق.

يكنفر بايد در زندگيتان باشد

يكنفري كه يك نفر نيست، به شما وصل است ،يكنفر است.

يكنفرِ كمياب،اما هست كه نامش دوست است .

هر آدمي بايد يكنفر را داشته باشد كه صبح از فكرش در شما حسادت كند.

يكنفر را دوست بداريد و با آن پير شويد، اگر عمرمان قرارش به سپيديست.

 

#صابر_ابر

 

 

 

==>> مشاهده به یک نفر دوست نیازمندیم… . . .

 

برچسب ها :

نور اعمال

آیت الله فاطمی نیا :

اعمال وعبادات ما همگی نور دارد، باید اثر و نور این ها را با مراقبه و محافظت نگه داریم وازدست ندهیم.

ما متاسفانه غالبا ولخرج هستیم؛ ولخرج نور!

اگر از عبادتی نوری کسب کنیم ، آن را حفظ نمیکنیم. فورا بارفتارمان آن را خرج میکنیم وازبین میبریم!

نماز شب میخوانیم بعد غیبت میکنیم و نور نمازشب ازبین میرود، یک نورانیت هم اگر شب به ما بدهند، صبح خرجش میکنیم!
یک دعا میخوانیم، با جواب تلخی که مثلا به مادرمان میدهیم، از بین میبریم!

خلاصه هرعمل خیری نور دارد، اگر نور ها را حفظ کنیم، به تدریج این نورها جمع شده و قوی میشود و دارای آثار عالیه میشود.

 

==>> مشاهده نور اعمال . . .

 

برچسب ها :

نور اعمال

آیت الله �اطمی نیا :

اعمال وعبادات ما همگی نور دارد، باید اثر و نور این ها را با مراقبه و محا�ظت نگه داریم وازدست ندهیم.

ما متاس�انه غالبا ولخرج هستیم؛ ولخرج نور!

اگر از عبادتی نوری کسب کنیم ، آن را ح�ظ نمیکنیم. �ورا بار�تارمان آن را خرج میکنیم وازبین میبریم!

نماز شب میخوانیم بعد غیبت میکنیم و نور نمازشب ازبین میرود، یک نورانیت هم اگر شب به ما بدهند، صبح خرجش میکنیم!
یک دعا میخوانیم، با جواب تلخی که مثلا به مادرمان میدهیم، از بین میبریم!

خلاصه هرعمل خیری نور دارد، اگر نور ها را ح�ظ کنیم، به تدریج این نورها جمع شده و قوی میشود و دارای آثار عالیه میشود.

 

==>> مشاهده نور اعمال . . .

 

برچسب ها :

نور اعمال

آیت الله �اطمی نیا :

اعمال وعبادات ما همگی نور دارد، باید اثر و نور این ها را با مراقبه و محا�ظت نگه داریم وازدست ندهیم.

ما متاس�انه غالبا ولخرج هستیم؛ ولخرج نور!

اگر از عبادتی نوری کسب کنیم ، آن را ح�ظ نمیکنیم. �ورا بار�تارمان آن را خرج میکنیم وازبین میبریم!

نماز شب میخوانیم بعد غیبت میکنیم و نور نمازشب ازبین میرود، یک نورانیت هم اگر شب به ما بدهند، صبح خرجش میکنیم!
یک دعا میخوانیم، با جواب تلخی که مثلا به مادرمان میدهیم، از بین میبریم!

خلاصه هرعمل خیری نور دارد، اگر نور ها را ح�ظ کنیم، به تدریج این نورها جمع شده و قوی میشود و دارای آثار عالیه میشود.

 

==>> مشاهده نور اعمال . . .

 

برچسب ها :



نور اعمال

آیت الله �اطمی نیا :

اعمال وعبادات ما همگی نور دارد، باید اثر و نور این ها را با مراقبه و محا�ظت نگه داریم وازدست ندهیم.

ما متاس�انه غالبا ولخرج هستیم؛ ولخرج نور!

اگر از عبادتی نوری کسب کنیم ، آن را ح�ظ نمیکنیم. �ورا بار�تارمان آن را خرج میکنیم وازبین میبریم!

نماز شب میخوانیم بعد غیبت میکنیم و نور نمازشب ازبین میرود، یک نورانیت هم اگر شب به ما بدهند، صبح خرجش میکنیم!
یک دعا میخوانیم، با جواب تلخی که مثلا به مادرمان میدهیم، از بین میبریم!

خلاصه هرعمل خیری نور دارد، اگر نور ها را ح�ظ کنیم، به تدریج این نورها جمع شده و قوی میشود و دارای آثار عالیه میشود.

 

==>> مشاهده نور اعمال . . .

 

برچسب ها :

نور اعمال

آیت الله فاطمی نیا :

اعمال وعبادات ما همگی نور دارد، باید اثر و نور این ها را با مراقبه و محافظت نگه داریم وازدست ندهیم.

ما متاسفانه غالبا ولخرج هستیم؛ ولخرج نور!

اگر از عبادتی نوری کسب کنیم ، آن را حفظ نمیکنیم. فورا بارفتارمان آن را خرج میکنیم وازبین میبریم!

نماز شب میخوانیم بعد غیبت میکنیم و نور نمازشب ازبین میرود، یک نورانیت هم اگر شب به ما بدهند، صبح خرجش میکنیم!
یک دعا میخوانیم، با جواب تلخی که مثلا به مادرمان میدهیم، از بین میبریم!

خلاصه هرعمل خیری نور دارد، اگر نور ها را حفظ کنیم، به تدریج این نورها جمع شده و قوی میشود و دارای آثار عالیه میشود.

 

==>> مشاهده نور اعمال . . .

 

برچسب ها :

اربیعین حسینی

چهل روز که زینب دل غمینِ.
چهل روز سرش بر آستینِ.
چهل روز شده زینب سیه پوش.
چهل روز شده با غم هم آغوش.
چهل روز برادر را ندیده.
صدایش راز نوک نی شنیده.
چهل روز که زینب در بدر شد.
چهل روز که زینب خون جگر شد.
چهل روز اسیر قوم کینِ.
چهل روز اسیر مشرکینِ.
نبودش محرمی زینب که گیرد.
عنان ناقه تا محمل نشیند.
سفر آغاز و زینب شد محیا.
سوار ناقه کرد خورد کلان را.
شدن وارد به شهر شام دلیران.
اسیر پنجه ی گرگان و شیران.
امیر غافل گردیده زینب .
در این سودا ضرر کی دیده زینب.
حسین داده رسالت را گرفته.
حسین داده شفاعت را گرفته.
حسین داده شجاعت را گرفته.
حسین داده شهادت را گرفته.
در انجا خطبه زینب خواند و گفتا.
ندارم از کسی هرگز تمنا.
علی ابن حسین گفت عمه خاموش.
رسانم این رسالت را به هر گوش.
بگفتا من علی ابن حسینم .
که بر بابم حسین من نور عینم.
منم از اهل بیت ال عصمت.
که شش خصلت خدا کرده عنایت.
جوانمردی و علم است و فصاحت.
محبت بردباری با شجاعت.
شدن خارج ز شهر شام ویران.
همه آزرده و سر در گریان .
شمیم دلربای روی جانان.
وزد از ما سوا بر کوی جانان.
رسیدن بر سر گلزار زهرا.
گرفتن در بغل هر یک گلی را.
بغل وا کن حسین زینب رسیده.
الف قدش مثال جیم خمیده.
بغل وا کن شده زینب سیه پوش .
بغل وا کن بگیرش تو در آغوش .
بغل وا کن حسین بهر عزیزان.
رسیدن زینت و کلثوم گریان.
نمود آغاز شرح این چهل روز.
کشید از سینه آهی خانمان سوز.
چه گویم از برایت ای حسین جان.
چه کردن با یتیمان و اسیران.
تو میدانی چه کردن ای برادر.
تو بودی هم سفر ای جان خواهر.
رقیه یک شبی در شام ویران.
بروئیا دیدت و گردید گریان.
شدن گریان همه از ماتم و غم.
شدن دور رقیه جملگی جم.
خبر دادن رقیه خواب دیده.
صدای باب خود را او شنیده.
بیاوردند طبق در داخل ان .
نبود جز راس پر خونت حسین جان.
رقیه تا بدید گل را بغل کرد .
دو صد لعنت بر ان قوم دغل کرد.
بگفتا ای پدر با ما تو بودی .
چه کرد با ما یزید انجا تو بودی.
سرت را زیب نی تا عمه ام دید.
سرش را چوب محمل بود بوسید.
روان شد خون و گفتا ای حسینم.
حسینم وا حسینم وا حسینم.
رقیه گفت و گفت گشت خاموش.
گل و گلدسته و زینب هم آغوش.
خدایا جان این خواهر برادر .
خدایا جان احمد جان حیدر.
نظر کن بر ( شبر ) در واپسین دم.
شود آسوده از هر ماتم و  غم.

سید حسن حوائجی
شبر همدانی‌

 

==>> مشاهده اربیعین حسینی . . .

 

برچسب ها :

اربیعین حسینی

چهل روز که زینب دل غمین�.
چهل روز سرش بر آستین�.
چهل روز شده زینب سیه پوش.
چهل روز شده با غم هم آغوش.
چهل روز برادر را ندیده.
صدایش راز نوک نی شنیده.
چهل روز که زینب در بدر شد.
چهل روز که زینب خون جگر شد.
چهل روز اسیر قوم کین�.
چهل روز اسیر مشرکین�.
نبودش محرمی زینب که گیرد.
عنان ناقه تا محمل نشیند.
س�ر آغاز و زینب شد محیا.
سوار ناقه کرد خورد کلان را.
شدن وارد به شهر شام دلیران.
اسیر پنجه ی گرگان و شیران.
امیر غا�ل گردیده زینب .
در این سودا ضرر کی دیده زینب.
حسین داده رسالت را گر�ته.
حسین داده ش�اعت را گر�ته.
حسین داده شجاعت را گر�ته.
حسین داده شهادت را گر�ته.
در انجا خطبه زینب خواند و گ�تا.
ندارم از کسی هرگز تمنا.
علی ابن حسین گ�ت عمه خاموش.
رسانم این رسالت را به هر گوش.
بگ�تا من علی ابن حسینم .
که بر بابم حسین من نور عینم.
منم از اهل بیت ال عصمت.
که شش خصلت خدا کرده عنایت.
جوانمردی و علم است و �صاحت.
محبت بردباری با شجاعت.
شدن خارج ز شهر شام ویران.
همه آزرده و سر در گریان .
شمیم دلربای روی جانان.
وزد از ما سوا بر کوی جانان.
رسیدن بر سر گلزار زهرا.
گر�تن در بغل هر یک گلی را.
بغل وا کن حسین زینب رسیده.
ال� قدش مثال جیم خمیده.
بغل وا کن شده زینب سیه پوش .
بغل وا کن بگیرش تو در آغوش .
بغل وا کن حسین بهر عزیزان.
رسیدن زینت و کلثوم گریان.
نمود آغاز شرح این چهل روز.
کشید از سینه آهی خانمان سوز.
چه گویم از برایت ای حسین جان.
چه کردن با یتیمان و اسیران.
تو میدانی چه کردن ای برادر.
تو بودی هم س�ر ای جان خواهر.
رقیه یک شبی در شام ویران.
بروئیا دیدت و گردید گریان.
شدن گریان همه از ماتم و غم.
شدن دور رقیه جملگی جم.
خبر دادن رقیه خواب دیده.
صدای باب خود را او شنیده.
بیاوردند طبق در داخل ان .
نبود جز راس پر خونت حسین جان.
رقیه تا بدید گل را بغل کرد .
دو صد لعنت بر ان قوم دغل کرد.
بگ�تا ای پدر با ما تو بودی .
چه کرد با ما یزید انجا تو بودی.
سرت را زیب نی تا عمه ام دید.
سرش را چوب محمل بود بوسید.
روان شد خون و گ�تا ای حسینم.
حسینم وا حسینم وا حسینم.
رقیه گ�ت و گ�ت گشت خاموش.
گل و گلدسته و زینب هم آغوش.
خدایا جان این خواهر برادر .
خدایا جان احمد جان حیدر.
نظر کن بر ( شبر ) در واپسین دم.
شود آسوده از هر ماتم Ùˆ  غم.

سید حسن حوائجی
شبر همدانی‌

 

==>> مشاهده اربیعین حسینی . . .

 

برچسب ها :


محصولات


اربیعین حسینی

چهل روز که زینب دل غمین�.
چهل روز سرش بر آستین�.
چهل روز شده زینب سیه پوش.
چهل روز شده با غم هم آغوش.
چهل روز برادر را ندیده.
صدایش راز نوک نی شنیده.
چهل روز که زینب در بدر شد.
چهل روز که زینب خون جگر شد.
چهل روز اسیر قوم کین�.
چهل روز اسیر مشرکین�.
نبودش محرمی زینب که گیرد.
عنان ناقه تا محمل نشیند.
س�ر آغاز و زینب شد محیا.
سوار ناقه کرد خورد کلان را.
شدن وارد به شهر شام دلیران.
اسیر پنجه ی گرگان و شیران.
امیر غا�ل گردیده زینب .
در این سودا ضرر کی دیده زینب.
حسین داده رسالت را گر�ته.
حسین داده ش�اعت را گر�ته.
حسین داده شجاعت را گر�ته.
حسین داده شهادت را گر�ته.
در انجا خطبه زینب خواند و گ�تا.
ندارم از کسی هرگز تمنا.
علی ابن حسین گ�ت عمه خاموش.
رسانم این رسالت را به هر گوش.
بگ�تا من علی ابن حسینم .
که بر بابم حسین من نور عینم.
منم از اهل بیت ال عصمت.
که شش خصلت خدا کرده عنایت.
جوانمردی و علم است و �صاحت.
محبت بردباری با شجاعت.
شدن خارج ز شهر شام ویران.
همه آزرده و سر در گریان .
شمیم دلربای روی جانان.
وزد از ما سوا بر کوی جانان.
رسیدن بر سر گلزار زهرا.
گر�تن در بغل هر یک گلی را.
بغل وا کن حسین زینب رسیده.
ال� قدش مثال جیم خمیده.
بغل وا کن شده زینب سیه پوش .
بغل وا کن بگیرش تو در آغوش .
بغل وا کن حسین بهر عزیزان.
رسیدن زینت و کلثوم گریان.
نمود آغاز شرح این چهل روز.
کشید از سینه آهی خانمان سوز.
چه گویم از برایت ای حسین جان.
چه کردن با یتیمان و اسیران.
تو میدانی چه کردن ای برادر.
تو بودی هم س�ر ای جان خواهر.
رقیه یک شبی در شام ویران.
بروئیا دیدت و گردید گریان.
شدن گریان همه از ماتم و غم.
شدن دور رقیه جملگی جم.
خبر دادن رقیه خواب دیده.
صدای باب خود را او شنیده.
بیاوردند طبق در داخل ان .
نبود جز راس پر خونت حسین جان.
رقیه تا بدید گل را بغل کرد .
دو صد لعنت بر ان قوم دغل کرد.
بگ�تا ای پدر با ما تو بودی .
چه کرد با ما یزید انجا تو بودی.
سرت را زیب نی تا عمه ام دید.
سرش را چوب محمل بود بوسید.
روان شد خون و گ�تا ای حسینم.
حسینم وا حسینم وا حسینم.
رقیه گ�ت و گ�ت گشت خاموش.
گل و گلدسته و زینب هم آغوش.
خدایا جان این خواهر برادر .
خدایا جان احمد جان حیدر.
نظر کن بر ( شبر ) در واپسین دم.
شود آسوده از هر ماتم Ùˆ  غم.

سید حسن حوائجی
شبر همدانی‌

 

==>> مشاهده اربیعین حسینی . . .

 

برچسب ها :

اربیعین حسینی

چهل روز که زینب دل غمینِ.
چهل روز سرش بر آستینِ.
چهل روز شده زینب سیه پوش.
چهل روز شده با غم هم آغوش.
چهل روز برادر را ندیده.
صدایش راز نوک نی شنیده.
چهل روز که زینب در بدر شد.
چهل روز که زینب خون جگر شد.
چهل روز اسیر قوم کینِ.
چهل روز اسیر مشرکینِ.
نبودش محرمی زینب که گیرد.
عنان ناقه تا محمل نشیند.
سفر آغاز و زینب شد محیا.
سوار ناقه کرد خورد کلان را.
شدن وارد به شهر شام دلیران.
اسیر پنجه ی گرگان و شیران.
امیر غافل گردیده زینب .
در این سودا ضرر کی دیده زینب.
حسین داده رسالت را گرفته.
حسین داده شفاعت را گرفته.
حسین داده شجاعت را گرفته.
حسین داده شهادت را گرفته.
در انجا خطبه زینب خواند و گفتا.
ندارم از کسی هرگز تمنا.
علی ابن حسین گفت عمه خاموش.
رسانم این رسالت را به هر گوش.
بگفتا من علی ابن حسینم .
که بر بابم حسین من نور عینم.
منم از اهل بیت ال عصمت.
که شش خصلت خدا کرده عنایت.
جوانمردی و علم است و فصاحت.
محبت بردباری با شجاعت.
شدن خارج ز شهر شام ویران.
همه آزرده و سر در گریان .
شمیم دلربای روی جانان.
وزد از ما سوا بر کوی جانان.
رسیدن بر سر گلزار زهرا.
گرفتن در بغل هر یک گلی را.
بغل وا کن حسین زینب رسیده.
الف قدش مثال جیم خمیده.
بغل وا کن شده زینب سیه پوش .
بغل وا کن بگیرش تو در آغوش .
بغل وا کن حسین بهر عزیزان.
رسیدن زینت و کلثوم گریان.
نمود آغاز شرح این چهل روز.
کشید از سینه آهی خانمان سوز.
چه گویم از برایت ای حسین جان.
چه کردن با یتیمان و اسیران.
تو میدانی چه کردن ای برادر.
تو بودی هم سفر ای جان خواهر.
رقیه یک شبی در شام ویران.
بروئیا دیدت و گردید گریان.
شدن گریان همه از ماتم و غم.
شدن دور رقیه جملگی جم.
خبر دادن رقیه خواب دیده.
صدای باب خود را او شنیده.
بیاوردند طبق در داخل ان .
نبود جز راس پر خونت حسین جان.
رقیه تا بدید گل را بغل کرد .
دو صد لعنت بر ان قوم دغل کرد.
بگفتا ای پدر با ما تو بودی .
چه کرد با ما یزید انجا تو بودی.
سرت را زیب نی تا عمه ام دید.
سرش را چوب محمل بود بوسید.
روان شد خون و گفتا ای حسینم.
حسینم وا حسینم وا حسینم.
رقیه گفت و گفت گشت خاموش.
گل و گلدسته و زینب هم آغوش.
خدایا جان این خواهر برادر .
خدایا جان احمد جان حیدر.
نظر کن بر ( شبر ) در واپسین دم.
شود آسوده از هر ماتم و  غم.

سید حسن حوائجی
شبر همدانی‌

 

==>> مشاهده اربیعین حسینی . . .

 

برچسب ها :


محصولات



صفحه 1 از 512345