اربیعین حسینی | دانلود موزیک ویدئو،فیلم و آهنگ


تبلیغات


اربیعین حسینی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

چهل روز که زینب دل غمینِ.
چهل روز سرش بر آستینِ.
چهل روز شده زینب سیه پوش.
چهل روز شده با غم هم آغوش.
چهل روز برادر را ندیده.
صدایش راز نوک نی شنیده.
چهل روز که زینب در بدر شد.
چهل روز که زینب خون جگر شد.
چهل روز اسیر قوم کینِ.
چهل روز اسیر مشرکینِ.
نبودش محرمی زینب که گیرد.
عنان ناقه تا محمل نشیند.
سفر آغاز و زینب شد محیا.
سوار ناقه کرد خورد کلان را.
شدن وارد به شهر شام دلیران.
اسیر پنجه ی گرگان و شیران.
امیر غافل گردیده زینب .
در این سودا ضرر کی دیده زینب.
حسین داده رسالت را گرفته.
حسین داده شفاعت را گرفته.
حسین داده شجاعت را گرفته.
حسین داده شهادت را گرفته.
در انجا خطبه زینب خواند و گفتا.
ندارم از کسی هرگز تمنا.
علی ابن حسین گفت عمه خاموش.
رسانم این رسالت را به هر گوش.
بگفتا من علی ابن حسینم .
که بر بابم حسین من نور عینم.
منم از اهل بیت ال عصمت.
که شش خصلت خدا کرده عنایت.
جوانمردی و علم است و فصاحت.
محبت بردباری با شجاعت.
شدن خارج ز شهر شام ویران.
همه آزرده و سر در گریان .
شمیم دلربای روی جانان.
وزد از ما سوا بر کوی جانان.
رسیدن بر سر گلزار زهرا.
گرفتن در بغل هر یک گلی را.
بغل وا کن حسین زینب رسیده.
الف قدش مثال جیم خمیده.
بغل وا کن شده زینب سیه پوش .
بغل وا کن بگیرش تو در آغوش .
بغل وا کن حسین بهر عزیزان.
رسیدن زینت و کلثوم گریان.
نمود آغاز شرح این چهل روز.
کشید از سینه آهی خانمان سوز.
چه گویم از برایت ای حسین جان.
چه کردن با یتیمان و اسیران.
تو میدانی چه کردن ای برادر.
تو بودی هم سفر ای جان خواهر.
رقیه یک شبی در شام ویران.
بروئیا دیدت و گردید گریان.
شدن گریان همه از ماتم و غم.
شدن دور رقیه جملگی جم.
خبر دادن رقیه خواب دیده.
صدای باب خود را او شنیده.
بیاوردند طبق در داخل ان .
نبود جز راس پر خونت حسین جان.
رقیه تا بدید گل را بغل کرد .
دو صد لعنت بر ان قوم دغل کرد.
بگفتا ای پدر با ما تو بودی .
چه کرد با ما یزید انجا تو بودی.
سرت را زیب نی تا عمه ام دید.
سرش را چوب محمل بود بوسید.
روان شد خون و گفتا ای حسینم.
حسینم وا حسینم وا حسینم.
رقیه گفت و گفت گشت خاموش.
گل و گلدسته و زینب هم آغوش.
خدایا جان این خواهر برادر .
خدایا جان احمد جان حیدر.
نظر کن بر ( شبر ) در واپسین دم.
شود آسوده از هر ماتم و  غم.

سید حسن حوائجی
شبر همدانی‌

محصولات


ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.